یه سری عکس از دختر شاه پریون........
یه روز که حوصله ات تو خونه سر رفته بود گفتی مامان جون میای ازم عسک بگیری؟؟؟؟؟؟؟ منو میگی داشتم از خنده میمردم که ژست میگرفتی و وقتی من میخندیدم میگفتی مــــــــامــــــــــان نخند گفتم باشه عسلم بیا موهاتو شونه کنم گل سر بزنم برات خوشگلت کنم بعدا عکس بندازیم تندی رفتی عروسکاتو آوردی به قول خودت دختر و پسرتو و بعد گفتی نخــــــــــــــــند عسک بگیر اینم ژست های ناز تو و عکسات قربون اون دستای نازت که بردی بالـــــــــــــــــــــا بشم من... اینم یکی دیگه قربون اون خندیدنت ........ اینجا یه کم جدی شدی گل نازم اینا هم عکسهای قبلیت هست که بازم یه روز جو گیر شده بودی و کلی ژست میگرفتی الهی مامان دورت بگرده تو چقدر ...
نویسنده :
عاطفه محمدی مجد
9:24




